احمد مجد الاسلام كرمانى
364
سفرنامه كلات ( فارسى )
پرستى بوده و ضمنا چندين لايحه از مندرجات ( ادب ) را نقل كرده بود ، لابد جرايد اروپا و مصر هم مفصلا خواهند نوشت و اگر مندرجات ادب را فقط چند نفر ايرانى ميخواندند ، حالا اين جرائد در تمام دنيا منتشر مىشود ، اين است كه فلاسفه ميگويند حفظ و بقاء هر چيزى به مثل است و رفع آن بضد . مصطفى چون در معنى را بسفت * تعرف الاشياء بالاضداد گفت تخم عدالت از انتشار ظلم كاشته مىشود و هر قدر در مملكتى ظلم بيشتر رواج يابد توجه نفوس آن مملكت به عدالت زيادتر خواهد شد . هرچند در اين كتاب سعى ميكنم كه ساده بنويسم و نظم و نثر بىموقع درج نكنم ولى در اين موقع ظلم است از چند شعر مثنوى صرفنظر كنم و استشهاد به آنها ننمايم . آن يكى واعظ چو بر تخت آمدى * قاطعان راه را داعى شدى دست برميداشت يا رب رحم كن * بر بدان و طاغيان مفسدان بر همه تسخر كنان اهل خير * بر همه كافر دلان اهل دير مرد را گفتند كاين معهود نيست * دعوت اهل ظلالت سود نيست گفت نيكوئى از آنها ديدهام * من دعاشان زين سبب بگزيدهام خبث و جور و ظلم چندان ساختند * كه مرا از شر بخير انداختند در حقيقت هر مرض داروى تو است * كيمياى نافع دلجوى تو است كه از او خود ميگريزى با دعا * استعانت جوئى از فضل خدا خلق را با تو بد و بد خو كند * تا تو را ناچار رو آنسو كند در حقيقت دوستانت دشمنند * كه ز حضرت دور و مشغولت كنند اگر عين الدوله بر مردم سختگيرى نكرده بود قلوب مردم بر عزل او متوجه نمىشد اگر مسيونوز و اجزائش علاوه از قرار داد معين از مال التجاره حقوق نامشروع